نقش فن آوري اطلاعات در صنعت برق

بخش اول: مقدمه

الف- مقدمه :

   خدمات رساني و سرويس دهي به مشتريان مهمترين هدف در صنعت برق كشور بوده وهست. همچنين جريان اطلاعات يكي‌ازابزارهاي مهم‌ وكارآمد دراداره يك سازمان‌جهت سرويس دهي نهائي به مشتريان مي باشد.      چنانچه سازماني بخواهد اطلاعاتي درست، بروز ودقيق‌داشته‌باشد وازآن درتصميم‌گيريها استفاده نمايد بايد ضمن اهميت‌دادن به سيستمهاي اطلاعاتي نسبت به بهبود وتوسعه اين سيستمها كوشش جدي بعمل‌آورد. 

     با توجه به پيشرفت ارتباطات وتبديل‌جهان به يك دهكده‌جهاني درهرلحظه مديران با حجم انبوهي ازاطلاعات روبرومي‌شوند. با اينحال نياز آنها به تصميم‌گيري براساس اطلاعات افزايش يافته وافق وسيعتري‌را دربرمي‌گيرد.

  حال‌اين نيازها چگونه بايد برآورده شود تا بيشترين بازدهي راداشته باشد ومديران با حداقل صرف وقت خود بتوانند اطلاعات مورد نياز رادريافت نمايند؟ چگونه اطلاعات سازماندهي شوند تا از انباشتگي اطلاعات درذهن كاربران جلوگيري شده و اطلاعات بدست آمده حداكثر بازدهي خودرا داشته باشد؟ اين قبيل سئوالات موجب طرح اين مقاله با هدفهاي زير گرديد:

1-بررسي وضعيت فرايندهاي موجود در صنعت برق

2-شناخت عوامل موثر بر اجراي بهتر فرايندها

3-استفاده‌ازفن آوري اطلاعات درسيستم‌هاي كنوني

   براي نيل به‌اهداف مذكوربررسي هائي بشرح زيردراين پروژه تحقق‌يافته‌است :

1-         ابتدا فرآيندها در بخش هاي توليد ؛انتقال؛توزيع بررسي و بطور كلي اين فرآيندها بررسي شده اند

2-         عواملي را در سرعت بخشيدن به اين فرآيندها از طريق استفاده از IT[1][1][1][1]  قابل حصول است بررسي شده اند.

3-         راهكارهائي براي آنها ارائه شده است.

 

ý    بخش دوم:وضعيت موجود

 

الف- استراتژي هاي صنعت برق

   در سايت اينترنت وزارت نيرو وظايف صنعت برق كشور را تحت پوشش شركت توانير بصورت زير بيان نموده است:

  شركت مادر تخصصي توانير متولي حفظ و توسعه سرمايه هاي ملي در صنعت برق است كه با مجموعه شركت هاي تحت پوشش درسطح كشور، مسئول برنامه ريزي ، توسعه ، نگهداري و بهره برداري از مجموعه تاسيسات برق به منظور تامين مصرف برق كشورمي باشد.

  موضوع فعاليت شركت: مديريت سهام و سرمايه‌هاي شركت در صنعت برق، انجام هرگونه فعاليت در راستاي تأمين برق مطمئن و اقتصادي براي كليه مصارف خانگي، عمومي، صنعتي، كشاورزي، تجاري و غيره اعم از سرمايه‌گذاري، مديريت و نظارت بر ايجاد و بهره‌برداري از تأسيسات و انجام كليه معاملات مربوط به برق كه براي تحقق اهداف شركت لازم مي‌باشد از طريق شركتهاي زيرمجموعه و يا در صورت لزوم با تصويب مجمع عمومي توسط خود شركت.

    صنعت برق استراتژي خود را در سه وظيفه اصلي توليد و انتقال و توزيع جهت كشور تبيين نموده بطوري كه استراتژي كل صنعت برق را تامين و توليد وانتقال نيروي برق جهت مصرف مشتركين داخلي و فروش برق به خارج از كشور بنا نهاده است.

 

ب- تقسيم بندي كلي

   بطور كلي فرآيندها ي كسب وكار هر سازمان به سه بخش استراتژيك- كنترل مديريتي – كنترل عملياتي قابل تقسيم است.اين بخشها در فرايندهاي كاري خود با يكديگر ارتباط داشته و لذا به برنامه جامعي نياز دارند تا اين ارتباط را برقرار نمايند.به هيمن منوال فرآيندهاي اساسي هر يك از بخشهاي توليد؛ انتقال و توزيع را مي توان به فرآيندهاي زير تقسيم نمود:

 

-                              فرآيندهاي فني و تخصصي

  اين فرآيندها مراحل اساسي نصب و راه اندازي تجهيزات  و تعميرات دوره اي را شامل مي شوند

-                              فرآيندهاي اداري وپشتيباني

    اين فرايندها شامل كليه عمليات سازمان در راستاي ارتباط با بيرون سازمان و مديريت نيروي انساني و خدمت رساني به كارمندان و تداركات و خريد كالا ها مي باشد.

-                              فرآيندهاي مالي شامل مراحل خريد و پرداخت اسناد مالي است.

 

ج- فرآيندهاي اصلي صنعت برق:

 توليد برق

  با توجه به اينكه نيروگاهها منبع اصلي توليد برق بوده لذا در اين بحث بايد به نيروگاهها و فرآيندهائي كه در گردش كاري خود دارند توجه نموده و بررسي خود را به آنها معطوف داريم

 

 فرآيندهاي انتقال برق

   پس از چرخه توليد برق انتقال برق توسط پستهاي انتقال و خطوط انتقال و فوق توزيع انجام مي گيرد. مراحل نصب و راه اندازي اين بخش توسط پيمانكاران انجام گرفته ونهايتا بهره برداري از آنها به عهده شركتهاي برق منطقه اي  بوده وتعميرات آنها به عهده پيمانكاران و يا شركتهاي خصوصي است.

 فرآيند توزيع برق

   پس از اينكه برق به ولتاژ مورد نياز مصرف كننده رسيد برق از طريق شركتهاي توزيع برق بين مشتركين توزيع مي گردد.در اين فرآيند بايد به نقش مشتري مداري توجه اساسي مبذول گردد .

 

ý    بخش سوم : بررسي سياستهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات در صنعت برق كشور

شركت توانير سياستهاي فن آوري اطلاعات وارتباطات خود را بشرح زير تبيين نموده است:

رئوس سياستهاي سال 84 شركتهاي برق در حوزه IT

1- ايجاد نظم و انضباط كاري در فعاليتهاي ICT

2- ساماندهي سايت كامپيوتري

3- ظرفيت سازي جهت توسعه سيستم مديريت امنيت فضاي تبادل داده

 4- ايجاد آمادگي براي مقابله با حوادث

5- جلوگيري از دوباره كاري در مورد برنامههاي بلندمدت ICT

6- ظرفيت سازي در حوزه فناوري اطلاعات

7- توسعه خدمات الكترونيكي به شهروندان

8- استفاده از فناوريهاي روزآمد و مناسب در حوزه اطلاعات و ارتباطات

9- تحقيق و توسعه

 

ý    بخش چهارم:

    بررسي وضعيت موجود صنعت برق در زمينه فن آوري اطلاعات وارتباطات:

  درحال حاضر 16 شركت برق منطقه اي و32 شركت مديريت توليد و41 شركت توزيع برق و 6 شركت ستادي و66 شركت خصوصي وابسته به وزارت نيرو در حال فعاليت هستند كه با توجه به اينكه كار نظارت و مديريت تمام آنها را 16 شركت برق منطقه اي عهده دار هستند لذا پايه ريزي فعاليتها و تغييرات ساختاري اساسا بر روي اين شركتها متمركز است.

 با نگاهي گذرا از منظر فن آوري اطلاعات و ارتباطات به اين 16 شركت درمي يابيم كه از لحاظ دانش هاي مورد نياز تخصصي در سطح نسبتا خوبي قرار دارند و اين شركتها داراي فرآيندهاي تقريبا مشابه با هم مي باشند.ولي  در عمل با توجه به اين كه در شرايط مختلفي از لحاظ آب و هوائي و فرهنگي واقتصادي مي باشند ولذا ولي با روشهاي مختلف كارخود را انجام مي دهند.

نقش فن آوری اطلاعات در صنعت برق

1-  نقش پشتیبانی

    در اين نقش، فعاليت اصلي و محوري سازمان بدون استفاده از فن آوري هم انجام مي‌شود، اما به کار گيري فن آوري به نحوه انجام فعاليت‌ها به شدت کمک مي‌کند يا اينکه آنها را توسعه مي‌دهد. مانند به کارگيري سیستمهاي مالی یا اتوماسيون اداري برای شركتهاي برق

 2- نقش محوری

    فن‌آوري براي برخي سازما‌نها نقش محوري دارد به نحوي که بدون به کارگيري ان، اگر چه مي‌توان به فعاليت ادامه داد، اما تفاوت بين به کارگيري و عدم به کارگيري فن‌آوري فاحش است.. در اين زمينه مي توان به نقش تبادل اطلاعات بازار برق در بين شركت توانير و شركتهاي برق منطقه اي (كه آنها نيز بين توليد و انتقال برق موازنه را ايجاد مي كنند ) ذكر نمود.

3- نقش استراتژيک

      در نقش استراتژيک، اصولا ادامه فعاليت سازمان بدون به کارگيري فن‌آوري بي‌معني است. مثل شبکه ارتباطی برای فروش بلیط هواپیما یا به کارگيري کامپيوتر در سيستم بانکي . اين نقش در صنعت برق قابل اطلاق نمي باشد. و ياهنوز به اين مرحله از نياز و وابستگي  نرسيده است.

     با بررسي اجمالي در مورد سه نقش فوق الذكر در صنعت برق مي توان نتيجه گرفت كه صنعت برق از نقش پشتيباني به خوبي استفاده مي نمايد اما هنوز از نقش محوري فن آوري اطلاعات بخوبي استفاده ننموده و در ابتداي راه است .

    براي روشن تر شدن موضوع مي توان به نقش فن آوري اطلاعات در هدايت و راهبري شبكه سراسري برق اشاره نمود كه كنترل قطعي ها و خاموشي ها و كمبودهاي برق توسط ديسپاچينگ با استفاده از بستر هاي مخابراتي نظيرسيستم PLC[2][2][2][2]هاي    انجام مي گردد كه اين روش گر چه تاكنون جوابگو بوده ولي با استفاده بسترهاي جديدي نظير فيبر نوري ارتباطات بسيار بهتر و در آينده مي توان ديسپاچينگ مركزي قويتر با امكاناتي نظير كنترل و قطع و وصل پستهاي انتقال و فوق توزيع پيش بيني نمود.

تاثير فن آوري اطلاعات بر مديريت صنعت برق (بطور عام صنعت كشور)و نقش مديريت بر فن آوري اطلاعات :

 حال حاضر ما در مقطع گذر از سبك مديريت با بوروكراسي اداري و رسيدن به استفاده كاربردي از سيستمهاي كامپيوتري مي باشيم.مديريت جديد نياز شديدي به توانائي وآگاهي مديران به كاربرد سيستمهاي كامپيوتري دارد بطوري كه در صورت عدم آگاهي مديران به اين سيستمها كارشناسان ومديريت پايينتر با تكيه بر اطلاعات روز خود مي تواند مديريت بالاتر را با سوء استفاده تحت الشعاع مطامع خود قرارداده ودر نهايت ضررهاي جبران ناپذيري را به سازمان و كل كشور وارد نمايد.

بالعكس اگر مديريت داراي آگاهي و بينش كافي به دانش روز فن آوري اطلاعات وارتباطات باشد مي تواند به نحوي مديريت خود را با ابزار فن آوري به نحو چشمگيري ارتقاء بخشيده وتوانائي هاي فردي وسازماني خود و پرسنل سازمان را افزايش دهد.


مشكلات موجود توسعه فن آوري اطلاعات وارتباطات در بخش صنعت برق:

 

-         فقدان ساختار مالي براي تبادل پول الكترونيكي باعت عدم امكان كاهش نيروي انساني در بخش خدمات مي گرددولذاكوچك شدن حجم دولت ميسر نشده بلكه روز بروز هم تعدادكارمندان دولت وهم نيروهاي شركتهاي خدماتي اين وسعت را بيشتر نموده اند.

-         تغييرات سريع در فن آوري تجهيزات و نبودن دانش كافي به آنها 

-         قدمت تجهيزات سخت افزاري و نرم افزاري در اكثر شركتهاي برق

-         نياز به مديريت دانش در سازمانهاو افزايش درخواست اطلاعات جديد ودانش روز دنيا

 

ý    بخش پنجم: راهكارها و مدل پيشنهادي

 از آنجا كه سياستهاي فن آوري ابلاغ شده وزارت نيرو راهبردي بوده وجهت عملياتي شدن اين راهبردها نياز به راهكاري عملي جهت بخش IT  مي باشد لذا اقدام جهت پيشبرد اهداف وقتي ميسر مي گردد كه در عمل فرآيند وچرخه فعاليتهاي IT بگونه اي هدفمند روشن شده باشد ،همچنين اين فرايندها بايستي باسياستهاي مديريتي دولت نيز همراستا باشد.     چنان كه مشخص مي شود با سيساستهاي دولت در بخش برق تحولات كلي و مديريتي را در ساختار برق ايجاد مي كند و اين تحولات آنچنان اساسي است كه بر روند فرآيندهاي كنوني و موجود تاثير اساسي خواهد گذاشت . براي رسيدن به فرآيندهاي جديد نياز به برنامه ريزي منابع سازمان مي باشد تنها با مهندسي مجدد اين فرآيندها مي توان سريعتر و بهتر ومنظم تر ازوضعيت فعلي به ساختار جديد رسيد.

   لذا راهكاري كه مي توان در اين رابطه پيشنهاد نمودانتخاب شركت هائي نمونه و ايجاد برنامه ريزي منابع سازمان در راستاي نيازها و همگام با تحول در مديريت است تا بتوان به نتيجه مطلوب دست يافت.نمودار 1 ارتباط بين BPR[3][3][3][3], ERP[4][4][4][4] ,EFQM[5][5][5][5]  وIT و تحول سازمان مي باشد.

نمودار1- چرخه تحول

 

      نمودار شماره  1 ارتباط بين IT  و ERP وBPR و ارزيابي و نهايتا تحول در مديريت را نشان مي دهد.

  جهت برنامه ريزي لازم است تا فرايندهاي سازمان تحليل شده و براي ايجاد برنامه ريزي آماده شوند و لذا اولين گام مهندسي مجدد سازمان و سپس برنامه ريزي منابع سازماني است.

  

توضيح بيشتر عوامل نمودار:

BPR يا مهندسي مجدد چيست؟

   هرگاه به فرآيندهاي سازمان با ديد تحول نگريسته شود و از طريق ساختار و روش هاي خاص مهندسي مجدد فرايندهاي سازمان بازنگري شوند به اين كار مهندسي مجدد گفته مي شود . نویسندگانی نظیر هاج (1980)، کلادا(1994)،و زئیری و سبنکلر(1994) معتقدند که فعالیت های پیشرفت سازمان مانند نقاط روی یک زنجیره طیف پیوسته هستند که از پیشرفت مرحله ای تا نوآوری بنیادی را شامل می شوند.

 

 ERP (برنامه ریزی منابع سازمانی) چیست ؟

ERP      در اصل مخفف واژگان Enterprise Resource Planning یا سامانه تخصیص منابع سازمان است که طیف وسیعی از فعالیتهای مختلفی را که به بهبود عملکرد سازمان منتهی می شود در بر دارد

ERP         را مي توان به عنوان نرم افزار يکپارچه اي تعريف نمود که داراي اجزا و يا ماژولهايي براي برنامه ريزي، توليد، فروش، بازاريابي، توزيع، حسابداري، مديريت منابع انساني، مديريت پروژه، مديريت موجودي، مديريت خدمات و نگهداري و تعميرات، مديريت حمل و نقل و بازرگاني الکترونيک است. معماري و ساختار ERP بگونه اي است که يکپارچگي و جامعيت اطلاعات سطح سازمان را فراهم نموده و جريان روان اطلاعات بين بخشهاي مختلف سازمان را فراهم مي آورد.

انجمن کنترل توليد و موجودي آمريکا  ERP را به صورت زير تعريف مي نمايد:

  "روشي براي برنامه ريزي و کنترل موثر تمامي منابع مورد نياز براي دريافت، توليد، ارسال و پاسخگويي به نيازهاي مشتريان، در شرکتهاي توليدي، توزيعي و خدماتي."   

اجزای یک سیستم ERP

1- نرم افزار ERP

- هسته اصلی هر سیستم ERP بخش نرم افزار آن است. نرم افزار ERP در عمل بر مبنای زیر برنامه های کاربردی قرار دارد. هر یک از زیر برنامه های کاربردی فعالیتهای عملیاتی بخشی از سازمان را به شکل مکانیزه شبیه سازی می کند. زیر برنامه های معمول نرم افزارهای ERP مدیریت تولید، خرید مواد اولیه، کنترل موجودی انبار،، ارسال مواد به واحدهای تولیدی و ردگیری سفارشات را پوشش می دهد.

 

 

2-فرایندهای کسب و کار کارآمد

– فرایندهای کسب و کار سازمان به سه سطح کلی تقسیم بندی می شوند – فرایندهای استراتژیک، کنترلهای مدیریتی و کنترلهای عملیاتی. ERP ها به تدریج به راه حلهای جامعی برای کارآمد کردن فرایندهای سازمان در هر سه سطح مذکور ارتقا یافته اند. بخش عمده ای از موفقیت سیستمهای ERP به یکپارچه کردن فعالیتها در کل سازمان باز می گردد.

3-کاربران

- کاربران سیستمهای ERP می توانند کلیه کاربران سازمان در هر سطحی از هرم سازمانی را شامل شوند.

معمولترین سیستم عامل برای کاربری نرم افزارهای ERP سیستم عامل UNIX می باشد. علاوه بر این Windows NT و Linux دیگر سیستمهای عامل مورد استفاده برای نرم افزارهای ERP اند اما اکثر سیستمهای ERP بزرگ بر     مبنای سیستم عامل UNIX قرار دارند. UNIX سیستم عاملی است که در اصل برای استفاده همزمان جندین کاربر طراحی شده و پروتکل ارتباطی TCP/IP را در خود دارد. از دید فنی دلایل زیادی برای توجیه قرارگیری ERP بر روی سیستم عامل UNIX وجود دارد.

4-محدوده سیستم ERP:

– محدوده سیستم ERP از محدوده سازمانی که ERP در آن پیاده سازی می شود کوچکتر است. بر عکس ERP ، مرز سیستمهای زنجیره ای تأمین و تجارت الکترونیک از محدوده سازمان فراتر رفته و تا تأمین کنندگان ، شرکا و مشتریان سازمان گسترش می یابد. با این حال، عملاً پیاده سازی بسیاری ا ز سیستمهای ERP مستلزم یکپارچه سازی با سیستمهای اطلاعاتی خارج از محدوده سازمان است.

 

مزاياي نمودار 1 (چرخه تحول) را مي توان بشرح زير تكميل نمود:

 

برآوردن انتظارات سازمان

شفاف شدن ساختار سازمان و ساده سازي

بهينه سازي فعاليتها

اصلاحات وتحول در مديريت

كاهش هزينه هاي فرآيندها

افزايش خدمات رساني به ارباب رجوع

 

عوامل موفقيت در چرخه تحول بشرح زير است:

 

حمايت و همفكري مديران ارشد

تعريف فرآيندهاو استانداردهاي عملياتي

آموزشهاي لازم و اطلاعات كافي

مديريت پروژه طبق استانداردهاي بين المللي( RUP[6][6][6][6] و PMBOK[7][7][7][7] و... )

برنامه ريزي هماهنگ و تداوم در استقرار مدل

 

  

نتيجه گيري:

 

    نقش فن آوري اطلاعا ت درصنعت برق در حد پشتيباني بوده و هنوز به نقش محوري خود دست نيافته و  نسبت به ساير صنايع از بعد IT  در اواسط راه مي باشد ولذا لازم است تا با ايجاد نقش محوري به يك صنعت پيشرو در زمينه IT مبدل شود. مهمترين راه براي نيل به اين هدف وجهت افزايش سطح خدمات رساني و كاهش هزينه ها نياز به مهندسي مجدد فرآيندها و پياده سازي برنامه ريزي منابع سازماني است . نكته اساسي اين كه اين برنامه ريزي نبايد تكرو و تنها جهت پيشبرد استفاده از IT  باشد بلكه بايد همراستا با ساختار و اهداف مديريتي حركت نمايد تا با حل مشكلات موجود صنعت برق بتواند با تحول خود در بطن شركتها وسازمان هاي تابعه ؛ قابليتها را دوچندان نموده وتحرك و شادابي به بدنه اداري بخشيده وديگر سازمانها را بدنبال خود به حركت وادار سازد.

    با مدل پيشنهادي تمام بخشهاي مديريتي وكارشناسي سازمان در جهت اهداف سازمان به حركت درآمده ومجموعه اي به هم پيوسته را كه با  فن آوري اطلاعات و بحثهاي مديريت نظير تحول اداري وخصوصي سازي هم جهت مي باشد را ارائه خواهد نمود. به اميد آنروز...

 

References:

1)M. Al-Mashari et  al., "Enterprise resource planining"

2)About of ERP , Website: http://iranerp.persianblog.com

3)Website:http://www.tavanir.org.ir